X
تبلیغات
بنياد توسعه فرهنگ اسلامي - نحوه تشرف مردم هزاره به دین مقدس اسلام و...

بنياد توسعه فرهنگ اسلامي

وبلاگی برای انجام کارهای فرهنگی وقرآنی در راستای خدمت رسانی به هموطنان متدین و پیشرفت کشور افغانستان

نحوه تشرف مردم هزاره به دین مقدس اسلام و...

امام علی(ع) بعد از آنکه به خلافت رسید، با تبعیت از سیره رسول اعظم(ص) حکومت خویش را بر مبنای عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، برادری و برابری، بنانهاد. انسانهای شایسته را به فرمانروای، در مناطق مختلف از بلاد اسلامی منصوب فرمودند از جمله پسر خواهر خود، جعدة ابن هبریة بن ابی طالب که فرزند اُم هانی بود و از صحابه کبار پیامبر(ص) و فرد بسیار شایسته، فرمانروایی خراسان را به ایشان واگذار نمودند. بر اساس رفتار نیک و انسانی او مردم و حاکمان هزارستان فعلی و غورات آن روز، که در همجواری خراسان آن روز قرار داشت، به دین اسلام علاقه مند شده، و بین سال های 35تا 40 هجری اسلام آوردند، و نمایندگانی از طرف حکومت و مردم (غور) هزاره جات خدمت مولی الموحدین علی(ع) در کوفه مرکز حکومت، اسلامی  شرف یاب شده، ضمن بیعت با ایشان پرچم ولوای از خدمت ایشان در یافت نمودند و نحوه انجام دینداری و ادای مراسم مذهبی را از مولی و رهبر شان به صورت مستقیم و بدون واسطه آموختند. دستورات دینی و انجام مناسک و مراسم مذهبی را به دست خط مبارک از محضر مولی در یافت نموده و به مردم هزاره جات به ارمغان آوردند!.

آری بدین ترتیب، مردم هزارستان و حاکمان آل شنسب، به دین اسلام مشرف شده و ایمان آورند. از آنجا که در زمان خلافت حضرت امام علی(ع)ُ اسلام، آوردند و اسلام شان را از محضر چنین انسان کامل و وارسته و از زبان درر بار ایشان آموختند. از ابتدای مسلمانی شان با مهر و محبت اهل بیت طهارت(ع) و ولایت مولی الموحدین حضرت علی(ع)ُ  آمیخته شد، به همین دلیل است که مردم دلیر و سر افراز هزاره، هیچ وقت به اسلام و فرهنگ اهل بیت و ولایت حضرت علی(ع) پشت نکرده اند. حقیقتا گنجی معنوی گران مایه تر از اسلام آمیخته با محبت اهل بیت در زندگی اجتماعی هیج ملتی دست یافتنی نیست. و ما از خداوند متعال مسئلت می داریم که برای همیشه این گنج گرانمایه را برای ملت سربلند ما محفوظ نگهداشته، مردم و نسل آینده ما را در دنیا و آخرت از اسلام، قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت جدا نفرمایند؟.

 

سرانجام لوای ولایت

لوا و پرچم، پر افتخاری را که مردم هزاره از دست مولی و رهبر شان دریافت کرده بودند، به عنوان سند افتخار و عظمت، سال های متمادی از آن محافظت می کردند. هر حاکمی در پایان دوران حکومت خود، آن را به حاکم بعدی می سپردند و حاکم بعدی نیز از آن به عنوان نشان عظمت و تکریم نگهداری می نمود. تا این که در حمله شاه محمود غزنوی، که علیه مردم شیعه غور، اعلام جهاد کرد و لشکریان زیادی را بدان سمت گسیل داشت. که در نتیجه مردم هزاره جات قتل عام، و شهر ودیار شان غارت شدند و حکومت آل شنسب نابود گردید، پرچم و نشان ولایت اهل بیت(ع) و افتخار مردم هزاره، نیز در این جنگ به دست حاکم ترک غزنه، به آتش کینه، جهل و تعصب سوخت و مردم شیعه هزاره جات از داشتن چنین افتخار محروم گشت.

البته ناگفته نماند؛ گرچند که حکومت با اقتدار و سر افراز آل شنسب و هزاره ها، به جرم شیعه بودن و پیروی و محبت اهل بیت طهارت(ع) به آتش خشم، جهل و تعصب حاکمان غزنه سوخت و شهر های شان ویران شد. ولی چند سال بعد، نسل غرور آفرین مردم هزاره جات که شجاعت و دلاورمردی را از رهبران و پیشوایان خود آموخته بودند. انتقام شان را از پادشاهی غزنه و حاکمان ستمگرش باز ستناندند. به غزنه حمله برده و کاخ های ستم آباد آن را بخاک مذلت همسان نموده، و چنان آتش جهل و تعصب شان را به خود آنان برگرداندند، که برای همیشه از صفحه تاریخ محو و نابود شدند. و سلسله ترکان غزنه که بزرگ شان  شاه محمود غزنوی بود، در آتش تعصب خود فرو افتاد و سلسله اش برای همیشه نابود گردید!.و ضرب المثل غور و غزنه از همین دو جنگ که ابتدا بدست ترکان متعصب غزنه آغاز شده بود، نشأت گرفته است.

حقیقت تاریخی فوق را تاریخ نویسان و تحلیل گران تاریخی واقع بین و معتبر تأید، می نمایند، که ذیلا دیدگاه چند تن از نویسندگان و تاریخ نگاران معتبر را به عنوان شاهد ذکر می نمایم:

۱- منهاج سراج جوزجانی:

غالب ظن آن است که سلطان غور در عهد امیرالمؤمنین علی(ع) بر دست علی کرم الله وجهه ایمان آورده و از وی عهد و لوایی بستد و هر که از آن خاندان به تخت نشستندی، آن عهد و لوایی بدو دادندی و محبت ائمه و اهل بیت مصطفی(ص) در اعتقاد ایشان راسخ بود.[1]

2- ابن خلدون

ابن خلدون تاریخ نگار معروف و معتبر، جهان اسلام، نیز چنین باور دارد که غوریان و حاکمان غوری، در زمان خلافت حضرت علی(ع) اسلام آورده اند، و از همان ابتدا اسلام آنان با محبت اهل بیت پیامبر (ص)و و لایت آنان همراه بودند.[2]

3- یزدانی:

پيدايش تشيع در افغانستان به زمان حضرت علي(ع) مي رسد. ودر زمان خلافت آن حضرت بود كه مردم غرجستان با طيب خاطر اسلام را پذيرفتند و حضرت علي(ع) عهد نامه و پرچمي را براي رئيس غور فرستاد و او را بر امارت آن كوهستان ابقاء نمود، و دستور خواندن نماز را نيز براي اهالي غور نوشت و ارسال فرمود.بدين طريق محبت خاندان پيامبر در قلب مردم غور (هزاره جات امروزی) راسخ گرديد. و بعد تر تفكر شيعي به تدريج در ميان مردم؛ بلخ، طالقان، جوزجان، بدخشان، هرات، كابل، و غزني نفوذ يافت.[3]

وي در جاي ديگر مي نويسد:

بعد از آن كه بني اميه بر مقدرات مسلمين تسلط يافتند؛ معاويه دستور داد كه در سراسر سر زمين هاي اسلامي ، خطباء در نماز جمعه به حضرت علي سب و ناسزا بگويند. اين رسم ناروا تا زمان خلافت عمربن عبدالعزيز ادامه داشت، تنها ملتي كه از دستور معاويه سر پيچي نمود مردم غيور غور بودند، كه هرگز حاضر نشدند نسبت به حضرت علي و اولاد طاهرينش نا سزا بگويند.[4]

4- فخرالدین مبارک شاه

فخرالدين مباركشاه اين مسأله را از افتخارات مردم غور دانسته و چنين سروده است:

به اسلام در هیچ منبر نماند          که بر وی خطیبی همی خطبه خواند

که بر آل یاسین به لفظ قبیح            بکردند لعنت به وجهی صریح

دیار بلندش از آن بود مصؤن                که از دست آن ناکسان بود بیرون

از این جنس هرگز در آن کس نگفت      نه در آشکار و نه اندر نهفت

نرفت اندر آن لعنت خاندان                از این برهمه عالمش فخر دان[5]

5- انجينر لعلي

هزاره ها، اولين مردمي بوده اند كه با حضرت علي (ع) بيعت کرده بودند، و بعد ها در زمان سلطه خاندان اموي كه كار و زندگي براي علويان و محبان علي (ع) و آل پاك او تنگ شد، سر زمين غورستان (هزاره جات) بهترين پناه گاه و محل اقامت و تبليغ و ارشاد براي آنان به حساب مي آمد. و همان گونه شاهد آن بوده ايم كه دسته هاي از رجال بزرك مذهبي (سادات) به تدريج وارد هزاره جات گرديدند و وجود اين تيپ در استحكام عقيدتي هزاره ها خيلي مؤثر و كارگر افتاد..[6]

6- عبدالمجید داوودی ناصری

عبدالمجید ناصری که یکی از چهره های، پرافتخار مردم هزاره بوده و استاد تاریخ می باشد. در زمینه های تاریخی مخصوصا تاریخ تشیع در افغانستان تحقیقات بسیار ارزشمندی را انجام داده است.در کتاب گران مایه خود؛ تاریخ تشیع در افغانستان، بعد از نقد و بررسی اقوال مختلف تاریخ نویسان، دیدگاه، نویسندگان چون جوزجانی، ابن خلدون، شهید مطهری و سایر موافقین نظریه آنان را تأید نموده و اظهار می دارد که حاکمان غور و مردم هزاره جات در زمان خلافت حضرت علی(ع) مسلمان شده و محبت اهل بیت پیامبر اسلام و ولایت مولی علی(ع) با هم جمع کرده اند.[7]

7- شهید مطهری

مرتضی مطهری دانشمند و اسلام شناس، در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران چنین اظهار می دارد:

سلاطین غور اصلا از غور هرات هستند و نسب آنان به شنسب نامی، می رسد. این شنسب در زمان امیرالمؤمنین علی(ع) مسلمان شدو فرمانداری ناحیه غور از طرف آن حضرت به وی تفویض گردید. مورخین می نویسند در زمان بنی امیه که امیرالمؤمنین را در منابر سب می کردند و حکام بنی امیه مردم را وادار به این عمل می ننمودند، مردمان غور زیر بار این عمل نرفتند و حکام غور و غرجستان نسبت به آن جناب اسائه ادب نکردند.[8]



[1] - جوزجانی، منهاج سراج، طبقات ناصری، ج4،صفحات 319و 320.

[2] - ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج4، ص543.

[3] - یزدانی،حسین علی، صحنه هاي خونين از تاريخ تشيع درافغانستان،ص14.

[4]- یزدانی، حسین علی، دفاع هزاره ها از:استقلال وتماميت ارضي افغانستان، ص26.

[5]  فخرالدین مبارک شاه، روضات الجنان، فی اوصاف مدینة هرات، ص356-355.

[6] - انجینر لعلی، سير در هزاره جات، ص128.

[7] - داوودی(ناصری) عبدالمجید، تاریخ تشیع در افغانستان، صفحات 75 الی 100.

[8] - مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران،ص388.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 16:8  توسط بنياد توسعه فرهنگ اسلامي  |